برخی از نشانههای لیبرالیسم فرهنگی در دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی
+
آزادی مطلق است و مثلا کسی حق ندارد زنی را وادار به رعایت حجاب کند، روزنامه خرداد، خرداد ۷۸
اجرای حکم ارتداد با حقوق انسانی منافات دارد، روزنامه صبح امروز، ۸ مهر ۱۳۷۸
اسلام نیز چون مسیحیت در نهاد خود قابلیت عرفی شدن و سکولاریزه شدن را دارد، ماهنامه کیان، ش۴۹، ۱۳۷۸
اعتقاد به عصمت، مدعایی معیوب و مخدوش است، هفته نامه توانا، ۲۳ شهریور ۱۳۷۷، سال دوم، شماره ۲۸
امام خمینی و شهید نواب صفوی خشونتگرا، کسروی و حکیمزاده اصلاح طلب بوده اند، روزنامه نشاط، اسفند ۷۷
پیامبر و ائمه فقط در برههای از زمان صلاحیت مرجعیت را داشتهاند، هفته نامه راه نو، ۳ مرداد ۱۳۷۷، سال اول، ش ۱۲
جامعه ولایی، انحصارگر و مستبد است، هفته نامه پیام هاجر، سال هجدهم، ۱۳۷۷، شماره ۲۳
جمهوریت و اسلامیت در تعارض است و جمهوری اسلامی یک جنسیت شترمرغی است، هفته نامه آبان، شهریور ۷۷
دامنه تساهل، امور جنسی و همجنسبازی را نیز فرا میگیرد، این امور مردود است ولی نباید ممنوع باشد، روزنامه صبح امروز، ۱۲ آبان ۱۳۷۸
دختر و پسر به دوستانی از جنس مخالف احتیاج دارند و جدا کردن آنان از یکدیگر اثرات نامطلوبی بر فرد و جامعه دارد، هفته نامه ایران جوان، خرداد ۷۸
در اسلام هیچ مساله قطعی نداریم، چون منابع احکام هیچ کدام قطعی نیست، روزنامه خرداد، ۱۰ مهر ۱۳۷۸
دوران مدرن، دوران حکومت و رهبری عقل است و دین باید به عرصه خصوصی باز گردد، هفته نامه راه نو، تیر ۷۷
فرهنگ شهادت خشونت آفرین است، روزنامه نشاط، خرداد ۷۸
مجموعه احادیث موجود در حوزههای علمیه ایران، حاوی همان مبانی فکری و دیدگاههایی است که طالبان به اجرا درآوردهاند، روزنامه جامعه، ۷ خرداد ۷۷، سال یکم، شماره ۷۷
نوربخش، محسن: «رابطه اقتصادی با آمریکا به نفع ما است.» صبح امروز، ۱۰ آذر ۷۸
ولایت پیامبر بعد از او به کسی منتقل نشده است، ماهنامه کیان، بهمن ۷۷
ولایت فقیه یعنی خودکامگی، و توسعه سیاسی نفی خودکامگی است، هفته نامه آبان، سال اول، ۱۳۷۷، شماره ۳۹
ولایت فقیه: یعنی حکومت توتالیتر و ضد مردمی، روزنامه همشهری، سال ششم، ۱۳۷۷، شماره ۱۶۳۸
هرکس امروز آبرویی داره، به واسطه اسلام و خون شهداست؛ باید اون را برای دفاع از ولایت و مکتب به میدون بیاره.
زمان ما شباهت های زیادی به دوران امیر المؤمنین داره.
فتنه 4 بعد داره: قاعدین، ناکثین، قاسطین و مارقین
1. قاعدین:
ابو موسی اشعریها، کسایی که ادعای زیاد، عمامه های گنده، محاسن بلند و سابقه طولانی دارن، اما از جهاد و شهادت می ترسن. به امیرالمؤمنین می گفتن: به معاویه چی کار داری؟ امروز هم به ولی فقیه می گن: چی کار به غزه و لبنان و عراق و افغانستان و شیعیان یمن داری؟ به کشور خودمون برسید!
اگر شما می گین خدا لعنت کنه کسایی رو که بعد از پیغمبر از ولایت الهیه امیرالمؤمنین دفاع نکردن، امروز هم ما میگیم: خدا لعنت کنه کسایی رو که امروز از ولایت الهیه ولی فقیه دفاع نمی کنن.
جبهه اول فتنه خیلی هم وجیه هستند، بعضیشون در مشهد منبر دو هزار نفری دارند، ولی در منبرهاشون حتی یک کلمه از امام و شهدا و رهبری نمی گن. بدبخت ها اگر نمی دونن، از پدربزرگشون بپرسن که در زمان رضاخان، روحانی باید از ترس، مخفیانه روضه می خوند، حالا به برکت خون شهدا دو هزار جوان آمده پای منبرشون!
2. ناکثین:
پیمان شکنان. اینها ویژه خوران و ریاست طلبا هستند. می گن حالا که رئیسیم باید ما و بچه هامون امکانات و امتیازات بیشتری بگیریم. اینا هم خیلی موجهند، طلحه و زبیرند.
این قصه طلحه و زبیر که روی منبرها می گن یا دروغه، یا باید امروز مردم ببینن زبیری که "منّا أهل البیت" بود، به واسطه پسرش از ولایت جدا شد.
اینها هم بعد از رحلت امام آمدن و با مقام معظم رهبری بیعت کردن، اما در بیعتشون دنبال منافع خودشون بودن، دنبال جایگاه خودشون بودن؛ غافلند روزی که هیچ اعتباری نداشتن همین ولایت دستشون رو گرفت و بالاشون آورد و در جایگاه های حساس گذاشت تا از این بی آبروتر نشن.
همونطور که ناکثین در خانه پیغمبر رفتند و همسر پپیغمبر رو آوردن، اینها هم می رن افراد دسته سه و چهار بیت امام را می آرن. 21جلد صحیفه امام رو بگردید، یکجا نمی بینین امام فرموده باشه اگر راه رو گم کردید، از طریق بچه های من راه رو پیدا کنید، بلکه می فرماید پشتیبان ولایت فقیه باشید.
بعد از رحلت امام، چند نفر از همین طایفه اومدن پیش حاج احمد آقا، گفتن: مجتهدی، محبوبیت داری، ده سال هم مشاور بزرگترین رهبر سیاسی-مذهبی دنیا بودی. چرا تو ولی فقیه نشی؟ فرمود: پدرم شاه نبود که من ولی عهدش باشم؛ پدرم ولی فقیه بود و امروز هم ولی فقیه منتخب خبرگان و مؤیّد به تأیید امام زمان باید جانشینش باشه.
"إنّا نحن نزّلنا الذّکر و إنّا له لحافظون"، "و من أعرض عن ذکری فإنّ له معیشة ضنکا" امام صادق علیه السلام فرمودند منظور از ذکر، ولایت ما اهل البیت است. ما معتقدیم ولایت فقیه جدای از ولایت اهل بیت و رسول خدا و ولایت حضرت حق نیست.
نترسید از این که بعضی می رن همسر و خواهر و بچه ی شهید رو می آرن، ملاک برای ما خط مشی شهیده. در 55هزار وصیتنامه شهدا که بررسی شده، 70 هزار بار، یعنی در بعضی از اونها دو- سه بار تأکید شده بود که خون ما حفاظت از ولایته.
ما خط شهید را از خانواده شهیدی که در خط ولایت نباشه نمی شناسیم. جعفر کذّاب، پسر امام هادی علیه السلام هم فرزند شهید بود! مهم برای ما خط ولایته.
3. قاسطین:
صفینی ها. قرآن را به جنگ علی علیه السلام بالای نیزه بردن. عده ای سطحی نگر شبهه کردن. در حالی که مالک اشتر تا کشتن معاویه یک قدم دیگه فاصله داشت، به اون گفتن اگه می خوای علی رو زنده ببینی، برگرد. آقایون در دوران اصلاحات، 8 سال قانون اساسی را سر نیزه کردن و به جنگ ولی فقیه رفتن. در حالیکه من دست روی قرآن می ذارم، اینها به یکی از قوانین قانون اساسی هم معتقد نیستن. از سطحی نگری دانش آموزا و دانشجوها استفاده کردن. امروز عمارها لازمه تا ابعاد شبهه رو برای مردم مشخص کنن.
4. مارقین:
خوارج نهروان، پیشانی پینه بسته ها، سابقه دارها، نماز شب خون ها؛ هیچ کس جرأت نمی کرد به اینا نزدیک بشه. امیر المؤمنین فرمود خودم باید چشم فتنه را کور کنم. در نهروان، 4000هزار نفرشون رو به درک واصل کرد. امروز ما از ولی امرمان می خوایم که به پشتیبانی این مردم، به دعای ولی عصر و عنایت حضرت حق، خودش چشم فتنه را کور کنه.
ما نه ترسوییم، نه محافظه کاریم و نه عافیت طلب. ولی منتظر دستور ولیمون هستیم. جلوتر از آقامون حرکت نمی کنیم. "المتقدّم لهم مارق و المتأخّر عنهم زاهق".
از قوه قضاییه قاطعیت می خوایم. وزارت اطلاعات کی می خواد مدارکش را رو کند؟! از صدا و سیما افشاگری می خوایم. از نماینده های ولی فقیه تو استانها تبیین افشاگرانه و صراحت می خوایم. از مراجع تقلید و اساتید حوزه و دانشگاه می خواهیم که اعلام تنفر کنند، هشدار بدن و عاشورایی بودنشون رو اعلان کنن.
ما کوچکترین بهانه ای به دشمن نمی دیم. اونها می خوان از ما بهونه بگیرن، ولی ما این آرزو را با آن ها به گور می فرستیم. ما حتی قراره پیرو صبر امیر المؤمنین باشیم، که برای حفظ اسلام، کتک خوردن همسرش را هم تحمل کرد. ما منتظر دستور امام و ولی امرمون هستیم. ما سراپا گوشیم و سراپا شعور و شوریم.

برگرفته از سخنان، حجت الاسلام ماندگاری
منبع:آلار
شما مى خواهيد به کجا بکشانيد اين کشور را؟ در آغوش امريكا؟ /11 ميليون رأي را تباه كرديد/ شما توبه كن و يك قدم بيا خدا آبروي تو را اعاده ميدهد
حوادث 30 خرداد 60 و فتنه ميليشياي سازمان منافقين آنقدر به فتنههاي پس از انتخابات شباهت دارد كه بيانات
مهم امام خميني در روز اول تيرماه همان سال يعني دو روز پس از 30 خرداد و توصيههاي ايشان به بنيصدر گويي براي امروز و هشدارهايي براي سران فتنه پس از انتخابات است.
به گزارش رجانيوز، بخشهايي از اين سخنراني تاريخي به نقل از صحيفه امام خميني در ادامه آمده است:
"…اين آقايانى که باز رابطه شان را با اسلام قطع نکرده اند، اينها به هوش بيايند و حساب خودشان را از آنهايى که قيام به ضد اسلام کردند جدا کنند، در ملا عام و در راديو و تلويزيون بروند و اين گروههايى که چند روز پيش آنقدر جنايت کردند، محکوم کنند.
...اين اختلافاتى که شما مى خواهيد درست کنيد، و در سخنرانيهايتان درست مى شود و در نوشته هايتان ايجاد مى شود. اينها به صلاح اسلام، به صلاح کشور، به صلاح ملت، نيست.
شما مى خواهيد به کجا بکشانيد اين کشور را؟ کوشش شما متدينين اين است که اين کشور کجا برود؟ در آغوش امريکا برود؟ در آغوش شوروى برود؟… شما آقايان که از اينها تاييد مى کنيد، طرفدارى از اسلام مى کنيد؟! طرفدارى از کشور اسلامى مى کنيد؟! کارهاى اينها را اسلامى مى دانيد؟! شما کارهاى حکومت اسلامى ما را اسلامى نمى دانيد... دين شما را وادار کرده است که بر خلاف يک دولتى که اينهمه گرفتارى دارد عمل بکنيد و چوب لاى چرخ يک دولتى که دارد براى اين ملت شب و روز زحمت مى کشد بگذاريد؟! اين براى اسلام است؟ يا براى ملت اسلامى است؟! به نفع کشور است؟!...
من بايد بگويم که شماها با اينکه در سياست بزرگ شديد، شم سياسى نداريد. چنانچه آقاى بنی صدر هم شم سياسى نداشت. من الان هم نصيحت مى کنم آقاى بنی صدر را به اينکه نبادا در دام اين گرگهايى که در خارج کشور نشستند و کمين کردند بيفتيد، و اين آبرويى که از دست داديد، بدتر بشود.
من علاقه دارم که تو بيشتر از اين خودت را تباه نکنى. چنانچه توبه کنى و برگردى و علاقه خودت را از اين گروههاى مفسد، فاسد، جنايتکار، سلب کنى، و در يک کنارى بنشينى مشغول تصنيف و تاليف بشوى، صلاح تو است.
...و اين دليل اين بود که شما قدرت سياسى نداريد، بزرگتر دليل اين است که انسان يازده ميليون رأى را تباه کند! اين گذشت و ناگوار گذشت، من نمى خواستم اينطور بشود.
ادامه مطلب
راهپیمایی سکوت سبزها !!!
وقتی انتخابات تمام شد و جایش را به اغتشاشات داد ..هر روز در خیابانها دود و آتش و ..را مردم مشاهده میکردند ..اما هنوز که هنوزه وقتی با سبزها صحبت میکنم میگویند ما راهپیمایی سکوت کردیم برای گرفتن حق خودمان از دولت دیکتاتور ! میگویم اغتشاشات را چه کسی انجام داد ؟ ادعا میکنند ما نبودیم ..کدوم اغتشاشات ؟!
من از این سبزها سوالی دارم :
اگر عده اي به تحريك سران فتنه و محافل بيگانه به خشونت گرايي،
آشوب آفريني،.....ضرب و شتم مردم عادی در خیابان........ضرب و شتم مامورین نیروی انتظامی
بشهادت رساندن جوانان بسیجی.......قمه كشي، .....حمله به پايگاه بسيج و نيروي انتظامي،
آتش زدن مسجد لولاگر....... آتش زدن اماكن عمومي و اموال ملت، .....تعرض به نواميس مردم،
قتل عابران مانند ندا آقا سلطان و خواهر زاده موسوی در خیابانی که اصلا درگیری نبود.!
شعار به نفع اسرائيل، در روز قدس ..نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران ...حمايت از آمريكا، در ۱۳ آبان
پاره كردن عكس حضرت امام(ره) در ۱۶ آذر.......اهانت به ساحت مقدس امام حسين عليه السلام با آتش زدن خیمه ها و هلهله و شادی و بزن و برقص در روز عاشورا
تغییر شعار جمهوری اسلامی به جمهوری ایرانی......شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه ..
شعار بر علیه رهبری عزیز....ادعای تقلب موسوی و تجاوز کروبی اما بدون حتی یک مدرک ناقابل ...



و دهها مورد از این قبیل ...حال دوستان سبز بفرمایند بگویند نام این کارها چیست ؟ به این میگویند راهپیمایی سکوت ؟...تمام دشمنان انقلاب مانند منافقین و آمریکا و اسرائیل و انگلیس و نهضت آزادی و ..با تمام قوا به حمایت سبزها پرداختند ..چرا ؟.میگویم چرا فکر میکنید حکومت دیکتاتوری هست؟ میگویند نباید جلوی راهیمایی سکوت ! ما را بگیرند !!!! آیا راهپیمایی سکوت با موارد بالا همراه است ؟
یکی به من بگه وظيفه نيروهاي انتظامي چيست؟ آيا بايد دست روي دست بگذارند و در مقابل اين آشوب آفريني ها فقط ناظر بي طرف باشند و براشون دست بزنند و تشویقشان کنند که مزاحم مردم میشوند و خیابانها را به لجن میکشانند ؟؟! چرا در اين ميان، به آسايش و آرامش مردم و حفظ جان و مال و نواميس آنها فكر نمي كنيد؟! در كجاي دنيا و با كدام عقل سليم و نگاه دموكراتيك و مردم سالارانه به آشوبگران و برهم زنندگان آرامش و آسايش مردم اجازه غائله آفريني مي دهند؟!
میگویند میر حسین مرد ادب و قانونمدار است ..میگویم : ادعاي مضحك تقلب در انتخابات، دعوت از هواداران براي غائله آفريني و آشوب در خيابان ها، آتش زدن اموال عمومي، حمله به مقر بسيج و پاسگاه پليس، و ..را میگویند قانونمداری ؟ درحالي كه سران فتنه در تمامي موارد ياد شده از آشوبگران و غائله آفرينان آشكارا حمايت كرده و حتي اهانت كنندگان به حضرت امام حسين عليه السلام را با كمال وقاحت «مردم خداجوي»! ناميده اند!
آيا شعار «مرگ بر اصل ولايت فقيه»! اعلام مقابله با جمهوري اسلامي ايران نيست؟ مگر شعار در حمايت از اسرائيل و آمريكا، پاره كردن تصوير مبارك حضرت امام(ره) و اهانت به ساحت مقدس حضرت امام حسين عليه السلام، اعلام جنگ با اسلام و خدا و پيامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) نيست؟
آخه یکی بیاد به من جواب بده ....اما میدونی چی میگن ؟ میگن کار دولت بوده و میخواستند جنبش سبز را خراب کند !!! من نبودم دستم بود ..تقصیر آستینم بود
واقعا وقاحت و پر رویی هم حدی داره که این جماعت یزیدیان سبز از آن هم گذشتند ....مردم در ۹ دی چشمه ای از قدرت و خشم خودشان را به نمایش گذاشتند ..من نصیحت میکنم از راه گمراهی و ضلالت بر گردید و توبه کنید تا دیر نشده ..من سرنوشت منافقین سرخ را برای منافقین سبز پیش بینی میکنم که سرنوشتی بسیار تلخ و دردناک است ...
لعن علی عدوک یا حسین
خاتمی و کروبی و میر حسین
پاسخهاي حسين شريعتمداري به شبهاتي مطرح در زمينه تطهير فتنهگران
آنچه در اين يادداشت نقد مي شود اگرچه بخش هايي از اظهارات آقاي دكترعلي مطهري در ميزگرد تلويزيوني پنج شنبه شب گذشته را نيز شامل مي شود ولي روي سخن با ايشان نيست- و يا بهتر است گفته شود فقط با ايشان نيست- بلكه نگاه اصلي اين يادداشت به كساني است كه از روي غفلت و ساده انديشي و يا به دليل برخي از آلودگي هاي مالي و سياسي و تعصب هاي كور حزبي و جناحي اصرار دارند ستون پنجم شكست خورده و رسوا شده دشمنان بيروني را بار ديگر و در پوشش فريبكارانه «آشتي ملي»! به صحنه باز گردانند و اين دمل چركين را براي فتنه انگيزي و انتشار عفونت در فرصتي ديگر باقي بگذارند و البته، كساني كه براي آگاه سازي برخي از فريب خوردگان تلاش مي كنند، حساب جداگانه اي دارند و سعي آنان انشاءالله كه مشكور است.
دراين وجيزه به چند نمونه از اصلي ترين ادعاهاي جماعت ياد شده كه اين روزها به «شاه» بيت و ترجيع بند گفتمان آنان تبديل شده است اشاره اي گذرا داريم.
1- مي گويند ماجرا از مناظره تلويزيوني آقايان احمدي نژاد و موسوي شروع شد و ادعا مي كنند اگر احمدي نژاد در آن مناظره نامي از آقاي هاشمي رفسنجاني به ميان نمي آورد، كار به اينجا نمي كشيد! خب! بر فرض كه بپذيريم آقاي احمدي نژاد در آن مناظره به خطا رفته است و نبايد نامي از آقاي رفسنجاني به ميان مي آورد. ولي ادعاي مضحك تقلب در انتخابات، دعوت از هواداران براي غائله آفريني و آشوب در خيابان ها، آتش زدن اموال عمومي، حمله به مقر بسيج و پاسگاه پليس، شعار به نفع اسرائيل، حمايت از آمريكا، پاره كردن عكس حضرت امام(ره) و نهايتاً اهانت به ساحت مقدس امام حسين عليه السلام چه ربطي به مناظره ياد شده دارد؟! اين درحالي است كه سران فتنه در تمامي موارد ياد شده از آشوبگران و غائله آفرينان آشكارا حمايت كرده و حتي اهانت كنندگان به حضرت امام حسين عليه السلام را با كمال وقاحت «مردم خداجوي»! ناميده اند! آيا چنانچه عليه آقاي هاشمي رفسنجاني حرفي زده شود، پاسخ آن، حمايت از اسرائيل و آمريكا و اهانت به امام(ره) و انقلاب و امام حسين(ع) است؟!
ادامه مطلب
انذار روحاللهي رهبر انقلاب اسلامي به جوانان انقلابي و مؤمن در خصوص برخي برخوردهاي اخير يادآور ادبيات امام
راحل در فرازهاي پاياني پذيرش قطعنامه بود كه ايشان، خطاب به فرزندان انقلابي خود كرده و آنان را به صبر توصيه كردند. خواستگاه این صبر و آن صبر البته کمی متفاوت است؛ اما یک جنس گویش بر هر دو حکمفرماست.
به گزارش رجانيوز، امام خميني در اين بخش از آن پيام تاريخي خطاب به فرزندان انقلابي خود فرمودند:
«فرزندان انقلابی ام، ای كسانی كه لحظه ای حاضر نیستید كه از غرور مقدستان دست بردارید، شما بدانید كه لحظه لحظه عمر من در راه عشق مقدس خدمت به شما می گذرد. می دانم كه به شما سخت می گذرد، ولی مگر به پدر پیر شما سخت نمی گذرد؟ می دانم كه شهادت شیرینتر از عسل در پیش شماست، مگر برای این خادمتان اینگونه نیست؟ ولی تحمل كنید كه خدا با صابران است.
بغض و كینه انقلابی تان را در سینه ها نگه دارید، با غضب و خشم بر دشمنانتان بنگرید و بدانید كه پیروزی از آن شماست و تاكید می كنم كه گمان نكنید كه من در جریان كار جنگ و مسئولان آن نیستم. مسئولین مورد اعتماد من می باشند.
آنها را از این تصمیمی كه گرفته اند شماتت نكنید، كه برای آنان نیز چنین پیشنهادی سخت و ناگوار بوده است.»
اما اين انذار روحاللهي با ادبياتي مشابه روز گذشته نيز از سوي رهبر انقلاب اسلامي تكرار شد و ايشان ضمن محق دانستن جوانان مؤمن و انقلابي از خشمگين شدن در قبال هتك مقدسات، آنان را به احتياط، تدبير و قاطعيت توصيه كردند و هرگونه برخورد را در حوزه وظيفه مقامهاي مسئول دانستند.
اين بخش مهم از بيانات رهبر انقلاب نيز مشابه پيام امام راحل با ادبيات پدرانه "فرزندان انقلابي من" آغاز ميشود:
«يك نكته را هم به جوانان عزيز انقلابى، به فرزندان عزيز انقلابى خودم، به فرزندان بسيجى -از زن و مرد- عرض بكنم:
جوانان از اطراف و اكناف كشور، از آنچه كه تهتّك بيگانگان از ايمان دينى به گوششان ميخورد يا با چشمشان مى بينند، عصبانى هستند؛ وقتى مى بينند روز عاشورا چگونه يك عده اى حرمت عاشورا را هتك ميكنند، حرمت امام حسين را هتك ميكنند، حرمت عزاداران حسينى را هتك ميكنند، دلهاشان به درد مى آيد، سينه هاشان پر ميشود از خشم؛ البته خوب، طبيعى هم هست، حق هم دارند؛ ولى ميخواهم عرض بكنم جوانهاى عزيز مراقب باشند، مواظب باشند كه هرگونه كار بى رويه اى، كمك به دشمن است. اينجا جوانها تلفن ميكنند -ميفهمم من، ميخوانم، غالباً تلفنها و نامه ها را خلاصه ميكنند، هر روز مى آورند، من نگاه ميكنم- مى بينم همين طور جوانها گله مند، ناراحت و عصبانى؛ گاهى هم از بنده گله ميكنند كه چرا فلانى صبر ميكند؟ چرا فلانى ملاحظه ميكند؟ من عرض ميكنم؛ در شرايطى كه دشمن با همهى وجود، با همه ى امكاناتِ خود درصدد طراحى يك فتنه است و ميخواهد يك بازى خطرناكى را شروع كند، بايد مراقبت كرد او را در آن بازى كمك نكرد. خيلى بايد با احتياط و تدبير و در وقت خودش با قاطعيت وارد شد.
دستگاه هاى مسئولى وجود دارند، قانون وجود دارد؛ بر طبق قانون، بدون هيچگونه تخطى از قانون، بايستى مُرّ قانون به صورت قاطع انجام بگيرد؛ اما ورود افرادى كه شأن قانونى و سمت قانونى و وظيفه ى قانونى و مسئوليت قانونى ندارند، قضايا را خراب ميكند. خداى متعال به ما دستور داده است: «و لايجرمنّكم شنئان قوم على ان لاتعدلوا اعدلوا هو اقرب للتّقوى».(1) بله، يك عده اى دشمنى ميكنند، يك عده اى خباثت به خرج ميدهند، يك عده اى از خباثت كنندگان پشتيبانى ميكنند - اينها هست - اما بايد مراقب بود. اگر بدون دقت، بدون هضم، انسان وارد برخى از قضايا بشود، بى گناهانى كه از آنها بيزار هم هستند، لگدمال ميشوند؛ اين نبايد اتفاق بيفتد. من برحذر ميدارم جوانهاى عزيز را، فرزندان عزيز انقلابىِ خودم را از اينكه يك حركتى را خودسرانه انجام بدهند؛ نه، همه چيز بر روال قانون.
مسئولين كشور بحمداللَّه چشمشان هم باز است، مى بينند؛ مى بينند مردم در چه جهتى دارند حركت ميكنند. حجت بر همه تمام شده است. حركت عظيم روز چهارشنبه ى نهم دى ماه حجت را بر همه تمام كرد. مسئولين قوهى مجريه، مسئولين قوهى مقننه، مسئولين قوهى قضائيه، دستگاه هاى گوناگون، همه ميدانند كه مردم در صحنه اند و چه ميخواهند. دستگاه ها بايد وظائفشان را انجام بدهند؛ هم وظائفشان در مقابل آدم مفسد و اغتشاشگر و ضدانقلاب و ضدامنيت و اينها، هم وظائفشان در زمينه ى اداره ى كشور. مسائل كشور كه فقط مسائل مربوط به اغتشاشگران نيست؛ كشور مسائل اقتصادى دارد، مسائل علمى دارد، مسائل سياسى دارد، مسائل بين المللى دارد، مسائل امنيتى دارد؛ صدها مسئلهى مهم پيش روى مسئولان كشور هست؛ بايد اينها را انجام بدهند؛ بايد كشور را مديريت كنند؛ بايد كشور را جلو ببرند. دشمن ميخواهد با اين حوادث، چرخهاى كشور از كار بيفتد؛ نبايد به دشمن كمك كرد. دشمن ميخواهد با اينگونه حوادث، چرخ پيشرفت اقتصادى متوقف بشود؛ دشمن ميخواهد چرخ پيشرفت علمى كه بحمداللَّه دور برداشته است و حركت علمى خوبى آغاز شده و رو به رشد هم هست، متوقف بشود؛ دشمن ميخواهد حضور سياسى قدرتمندانهى جمهورى اسلامى در عرصه هاى بين المللى را كه امروز از گذشته بسيار بارزتر و پرجلوه تر است، مخدوش كند، خراب كند با اين مسائل اينجورى؛ نبايد به دشمن كمك كرد. بنابراين مسئولان بايد كارهاى خود را در زمينه هاى اقتصادى، در زمينه هاى علمى، در زمينه هاى سياسى، در زمينه هاى اجتماعى، در همه ى زمينه هايى كه مسئوليتى دارند، وظيفه اى دارند، با قدرت، با قوّت و با دقت انجام بدهند. همكارى هاى با دولت و مسئولين كشور هم بايد ادامه پيدا كند. مردم هم كه حضور خودشان را در صحنه نشان داده اند.»
شرایط آن روز البته با امروز کمی متفاوت است. اگر آن روز امام ناگذیر قطعنامه را پذیرفت و انقلابیون را به صبر دعوت کرد؛ امروز اما رهبر انقلاب از صبری سخن می گوید که در چند قدمی مواجهه با سران فتنه تعریف می شود. آن صبر، صبری از جنس صبر مالک در صفین بود و این صبر از جنس صبر عاشورایی است. مالک باید برمی گشت و برگشت و با آنکه از درون می سوخت، صبر کرد. اما تاسوعا به عاشورا کشید نه برای اینکه مالک برگردد و دستانش در جنگ بسته باشد؛ بلکه برای اینکه حجت بر همه تمام شود و بهانه ای در میان نماند. برای آنکه فرصت بازگشت به همه داده شده باشد.
هتك حرمت حسين عليه السلام و قرآن به چه قيمتي؟
ديروز بعد از شنيدن خبر هتك حرمت امام حسين عليه السلام و ديدن تصاويري تاسف انگيز از روز عاشورا در تهران و همچنين خبر به آتش كشيده شدن قرآن و هيئت ها و تكيه ي هاي عزاداري هر چقدر با خودم فكر ميكنم كه آخر دشمني اينها بالاخره با چيست و با كجاست در آخر به يك نتيجه بيشتر نمي رسم.
دشمني اينها با خداست . دشمني اينها با اسلام است . چه خوب گفت امام ما حضرت آيت الله العظمي خامنه اي چند سال پيش كه اگر مي بينيد به دولت حمله مي كنند به احمدي نژاد حمله مي كنند اينها هدف نيستند هدف اصلي اينها نظام و انقلاب و اسلام است.
واقعا باز هم آن چيزي را كه جوان در خشت خام نمي بيند پير و مراد ما سالها پيش در خشت خام مي ديد.
تا ديروز ادعاي خط امامي و حمايت از موسوي داشتند و علت خود را اعتراض به انتخابات و احمدي نژاد بيان مي كردند اما امروز چه؟
خدا را شكر مي كنم كه ماهيت اين عده ي قليل و اين فتنه ي سبز اموي را بر همگان روشن ساخت كه اينها با نظام و اسلام و خدا مشكل دارند. وگرنه به آتش كشيدن قرآن چرا؟ وگرنه به آتش كشيدن نام اباعبدالله حسين عليه السلام چرا؟ چرا بايد شعار مرگ بر اصل ولايت فقيه سر بدهند؟ چرا دقيقا اين شعارها زماني سر داده مي شود كه دشمنان قسم خورده ي اين نظام و اين انقلاب و اين مردم در خارج از مرزها در تلويزيون هاي خود اعلام مي كنند فردا شاهد شعارهاي جديدي خواهيم بود؟
چرا كاخ سفيد خود را حامي و پشت سر اينها معرفي ميكند ؟
اگر تا ديروز معتقد بودم كه ممكن در بين اينها عده اي هم فريب خورده اند و نمي دانند كه چه مي كنند حضور دارند از امروز به بعد و اين اتفاق و فاجعه در روز عاشورا هر كسي كه خود را از اين فتنه گران جدا نكند و تبري نجويد براي من به راستي دشمن خدا و دشمن اسلام و دشمن امام حسين عليه السلام و ائمه اطهار عليهم السلام محسوب مي شود كه لعنت خدا بر ايشان و حاميان ايشان باد.
ماهيت ضد اسلامي اينها روشن شد . سكوت جايز نيست . هر كس سكوت بكند خيانت به قرآن و اسلام كرده است. بحث از حكومت و انتخابات و احمدي نژاد و موسوي و كروبي گذشته است . خيلي وقت است كه از اين حرفها گذشته است . صحبت امروز اصل دين اسلام است .
هر كس كه سكوت بكند و يا از اينها تبري نجويد دشمن خداست و انشالله خدا او را به سزاي اعمال وقيحانه اش برساند.
از امروز ديگر خط مشخص است ! راه درست از نادرست مشخص است ، ديگر كسي نمي تواند ادعا كند كه فريب خوردم ، حقايق را نمي دانستم و كسي به من نگفته بود ، ديگر كسي نمي تواند ادعا كند كه گرفتار فتنه و بازيچه شده بودم ، ديگر كسي نمي تواند با اينها همراهي كند و فكر كند و پيش خود بگويد : نه ، من با اينها نيستم و من با اينها مخالفم ولي اين چند روز با اينها مي مانم تا مثلا نظام سرنگون شود يا اينكه احمدي نژاد برود.
از اين به بعد حضور در اين اجتماعات و فتنه گري ها به منزله ي مخالفت با دين خدا و قرآن تلقي مي شود.
لعنت خدا بر ايشان باد كه دل امام زمان عج و ملت و امت مسلمان و شيعه و غير شيعه را به درد آوردند.
وقتي كه با حسين مي جنگند چه معني مي دهد؟ كمي فكر كنيد ، كمي تامل كنيد.
مگر امام حسين عليه السلام چه ميگفت؟ مگر حرف امام حسين عليه السلام چه بود؟ ميگفت آزاده باشيد ، آزاد مرد باشيد ، با عزت زندگي كنيد ...
اينها مخالف آزادي و استقلال و عزت اين ملت و اين دين و اين كشور هستند ...
و در آخر توجه كنيد كه چه كساني از اين حركت ها خوشحال شدند و خوشحال مي شوند ؟ در زير نام بعضي از اينها آمده است :
كاخ سفيد ، اوباما ، آمريكا
رژيم صهيونيستي ، وزراي اين رژيم
انگليس ، فرانسه ، آلمان
اين هتك حرمت هاي قرآن و امام حسين عليه السلام به قيمت خوشحالي اينها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
به اميد ظهور...![]()
با توافق ايران و عراق
جنجال نفتي فكه فرو نشست
جمعه شب خبري روي خروجي خبرگزاريها و صفحه شبکههاي خبري ظاهر شد که شوکي در روابط ايران و عراق محسوب ميشد.
در پي بحران تبليغاتي رسانههاي غربي مبني بر تصرف چاه نفتي فكه عراق از سوي نيروهاي ايران، منوچهر متكي و هوشيار زيباري طي يك تماس تلفني با اشاره به اينكه تقويت مناسبات دو جانبه ايران و عراق به عنوان دو كشور همسايه و تأثيرگذار در منطقه در راستاي منافع دو ملت و دو كشور و همچنين ثبات، آرامش و توسعه منطقه است، بر ضرورت پرهيز از ورود به هر مسألهاي كه ممكن است با تحريك بيگانگان دامن زده شود، تأكيد كردند.
جمعه شب 18 دسامبر خبري روي خروجي خبرگزاريها و صفحه شبکههاي خبري ظاهر شد که شوکي در روابط ايران و عراق محسوب ميشد. بنا به خبر فوري شبکههاي خبري، سربازان ايران به يکي از چاههاي نفتي فکه در جنوب عراق حمله کرده و ضمن پايين کشيدن پرچم عراق، پرچم جمهوري اسلامي ايران را بر فراز آن برافراشتند.
شبکههاي عراقي ضد ايراني غربي و بخصوص شبكههاي خبري منطقهاي مانند الشرقيه و البغداديه روي اين خبر بسيار مانور دادند و بيدرنگ مدعي شدند که اين حرکت جزئي از نقشه از قبل طراحي شده ايران براي تصرف خاک عراق و الحاق مناطق جنوبي آن به خاک خودش است. ميدان نفتي فكه در منطقه مرزي بين ايران و عراق قرار دارد كه اين منطقه در جنوب شرقي شهرستان دهلران در استان ايلام واقع شده است و براساس توافقات، هر دو كشور ميتوانند از اين ميدان نفتي به صورت مشترك استفاده كنند. البته همسو با رسانههاي منطقهاي و جنجال خبري برخي منابع عراقي بر سر مسأله چاه نفتي فكه رسانههاي غربي نيز به عنوان آتش تهيه اين بحران اختلافات مرزي دو كشور را بزرگ كرده و روي آن مانور دادند. خبرگزاري آسوشيتدپرس در اين راستا به نقل از يك مقام آمريكايي در واشنگتن نوشت: ايرانيها بارها از مرز عراق عبور كردهاند، ولي تاكنون به اين اندازه پيشروي نكرده بودند.
واكنشهاي رسمي مقامات دو كشور
بازتاب اين جنگ رسانهاي در روابط دو كشور عراق و ايران در ميان مقامات دو كشور نيز متفاوت بود. از طرفي در عراق مقامات رسمي محتاطانه به اين مسأله واكنش نشان دادند.
دولت و وزارت خارجه عراق اعلام كردند كه به دنبال حل مسالمتآميز مسأله هستند و به هيچ عنوان قصد ايجاد تنش در روابط خود با ايران ندارند. علي دباغ سخنگوي دولت عراق نيز تأكيد كرد كه تلاش ما با مقامات ايراني اين است كه مسأله از طرف ديپلماتيك بررسي و حل شود.البته اين خبر در ميان مقامات ايران نيز واكنشهايي در پي داشت. در اين راستا سخنگوي وزارت امور خارجه با رد اخبار منتشر شده درباره چاه شماره 4 منطقه فكه از سوي برخي از رسانههاي خارجي گفت: شايعات مربوط به منطقه نفتي فكه بياساس است و اين اقدام تبليغاتي يك اقدام بياساس با هدف ملتهب كردن فضاي مناسبات متين ايران و عراق در آستانه تحولات مهم و رخدادهاي سرنوشت ساز انتخابات پارلماني عراق است. همزمان علاءالدين بروجردي، رئيس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس گفته است كه مذاكره ايران و عراق بر سر سوء تفاهم به وجود آمده درباره چاه نفتي مشترك فكه از مجاري ديپلماتيك در حال انجام است و دولت عراق بايد هوشيارانه با اين جنگ رسانهاي برخورد كند. همزمان با واكنشهاي متفاوت مقامات دو كشور، برخي منابع خبري از اقدامات عملي براي جلوگيري از موفقيت سناريوي تبليغي غرب و برخي گروههاي منطقهاي در ايجاد تنش در روابط ايران و عراق خبر دادهاند. در اين زمينه كاظمي قمي، سفير ايران در عراق از تشكيل كميسيون حل اختلاف مرزي ايران و عراق خبر داد و گفت:رسيدگي به علائم مرزي، فعالكردن رودخانه در بخش مشترك، چاههاي نفتي مشترك و مورد اختلاف و بهرهبرداري از آب رودخانهاي از جمله مسائلي است كه در چارچوب اين كميسيون به آن رسيدگي خواهد شد.
از طرف ديگر نماينده مجلس اعلاي عراق در ايران تأكيد كرد:تصور ما اين است كه به جاي تبليغاتي كردن موضوعاتي كه ميان دو كشور رخ ميدهد ميتوان از راه گفتوگو و تبادل اطلاعات ميان دو طرف، اين موضوع حل و فصل شود.
اهداف پشت پرده
با توجه به مجموعه اخبار و تحولات مربوطه به ادعاي ورود نيروهاي ايراني به خاك عراق از سوي رسانههاي غربي و منطقهاي حال اين سؤال مطرح است چه هدفي در پس اين جنگ تبليغاتي نهفته است؟از يك طرف برخي معتقدند ايران ميخواهد با اين اقدام اولاً به دولتهاي غربي و بخصوص به عراق گوشزد كند كه ابتكار عمل را هنوز در دست دارد و چنانچه خارج از قاعده ايران در عراق بازي صورت گيرد ميتواند به راحتي بازي را به هم بريزد و ثانياً ايران درصدد است توافقات نفتي عراق با چين كه در سطح كلان منعقد شده را تحت تأثير قرار دهد.
اما نقطه مقابل اين ديدگاه، روايتي را كه ايرانيان مطرح ميكنند چيز ديگري را در اذهان تداعي ميكند. در واقع مقامات ايران از همان آغاز ماجرا به اهداف پشت پرده اين سناريوي تبليغي اشاره و تأكيد كردند كه طراحان اين سناريو در آستانه انتخابات سرنوشتساز عراق در پي تضعيف دولت مالكي و القاي اين ادبيات هستند كه دولت فعلي عراق قادر به حفظ امنيت مرزها نيست و كسي كه همواره جانب دولت ايران را گرفته است، اينك در مقابل اين بحران قادر به كنترل امنيتي كشور نخواهد بود و مهمتر از اين مطامع پشت پردهاي كه سالهاست تحولات را در اين كشور تحت الشعاع قرار داده، پروژه غارت نفت عراق است. اين ادعا زماني قوت ميگيرد كه مايكل مولن، رئيس ستاد مشترك ارتش آمريكا،پس از سناريوي تبليغي مذكور به استانهاي جنوب عراق سفر كرده و در ديدار با شخصيتها و مقامات استان بصره سخناني را درباره تهديد ايران به زبان رانده است. در واقع دستان پشت پرده مسأله فكه همان دستهايي است كه روابط مستحكم دو كشور ايران و عراق را نشانه رفته است و دستهايي است كه ثبات در اين روابط را در راستاي منافع خود نميبيند.
منبع : جوان آنلاين
منحرف كردن اصل قضيه ي توهين به امام
اين روزها شاهد اين هستيم كه برخي گروه ها با منحرف كردن اصل قضيه ي توهين به ساحت مقدس حضرت امام ره مي خواهند با زيركي قضيه را در حد چند نفر اغتشاش گر پايين آورند و در آخر خود را از اين اغتشاش گران جدا بخوانند.
اما به فضل الهي -
وَمَكَرُواْ وَمَكَرَ اللّهُ وَاللّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ -سوره ي ۳ آيه ۵۴
مسئله هتك حرمت امام راحل مسئله اي نيست كه به چند نفر اغتشاش گر و جنبش سبزي ختم شود كه بعضي بخواهند آن را منحرف كنند و به خود نظام ربط بدهند.
در اينجا ذكر دو نكته حائز اهميت است:
اول اينكه - اين گروه موسوم به جنبش سبز مدتهاست كه از امام خميني ره تبري جويي نموده اند و امام را مربوط به موزه ي تاريخ و فردي كه مرده است و ديگر امروز ما كاري به او نداريم خطاب كرده اند پس انجام چنين حركتي چندان بعيد و دور از ذهن از اينگونه افراد با اين چنين سابقه و اين چنين تفكراتي نيست و صد البته از هر كسي بيشتر به اينان مي خورد.
دوم اينكه - شما اگر بخواهيد مسئله ي اهانت به عكس امام خميني ره را انكار كنيد، شعارها و تحركاتي كه به آشكارا با خط امام و راه و روش و سيره ي امام خميني ره در تضاد است را چه كار مي خواهيد بكنيد؟ آقايان جلبكي اين دم خروس شما مدتهاي زيادي است كه بيرون زده است به جاي انكار واقعيات بهتر است آنها را ببنيد و توبه كنيد و خود را از چنين جرياناتي جدا كنيد. اتفاقاتي كه نمي توان انكار كرد شعارهايي همچون جمهوري ايراني ، نه غزه نه لبنان ، مرگ بر روسيه و ... مي باشد و اتفاقات و تحركاتي را هم كه نميتوانيد پاسخ دهيد حمايت خبيث ترين افراد روي كره ي زمين از گروه لجني شماست.
از آمريكا و اسرائيل و صهيونيست هاي خبيث گرفته ! تا آلمان و فرانسه و بزرگترين مستكبران جهاني تا سلطنت طلبها و رقاصان و مطربان فراري و گروهك هاي تروريستي نظير منافقين خلق و نهضت آزادي ها.....
اينها را چكار ميكنيد؟
نامه نگاري هاي محرمانه و آشكاراي موسوي با منتظري - شيخ مطرود- همان شيخي كه امام خميني ره از دست او از خدا مرگ خود را خواست.
اين را هم انكار كنيد با ديدارهاي علني و غير علني موسوي با نهضت آزادي و مصاحبه با شبكه ها و تلويزيون هاي خارجي و نفي افكار امام خميني ره در اين مصاحبه ها چه مي كنيد؟
و اما اصل قضيه ي مطرح شدن و به تصوير كشيده شدن هتك حرمت امام راحل ره
و البته اين عملي كه رسانه ي ملي در پخش اين چنين تصاويري انجام داد به قدري شجاعانه بود كه جهاد رسانه ي ملي نام گرفت. چرا كه بعد از اين حادثه نوك پيكان تمامي اتهامات و حملات به سمت رسانه ي ملي نشانه رفت فقط و فقط به خاطر آگاه كردن مردم از اتفاقات در حال جريان .
اما مسئله اي كه حائر اهميت است چند نفر اغتشاش گر بي سر و پا نيستند كه هدف ما و هدف رسانه ي ملي و هدف ملت بزرگ ايران در محكوم كردن اين حركت باشند. بلكه مسئله اي كه سعي در به گوشه راندن آن دارند اين است كه :
اگر اين چنين اتفاقاتي رخ داده است نتيجه ي عملكرد آقاي موسوي و ديگر سران فتنه است كه آنچنان فضا را مساعد كرده اند كه اين چنين اتفاقاتي رخ بدهد و افرادي به راحتي اين عمل زشت و وقيحانه را انجام دهند و روز ديگر آن را انكار كنند.
به هر حال آن چيزي كه مشخص است هتك حرمت امام خميني از سوي تعدادي انسان هاي خبيث است. اما آن چيزي كه اهميت دارد و آن چيزي كه مهم و اصل قضيه است زمينه سازي ها و آماده سازي فضا و مستعد كردن اين فضا براي اين افراد است تا به اين چنين عمل زشتي دست بزنند. وگرنه بر همگان ثابت است كه دشمنان خونين امام خميني كه چه عرض كنم ، دشمنان خونين اسلام و پيامبر گرامي اسلام صل الله عليه و آله وسلم هنوز در اين مملكت همانند زالو در حال زندگاني هستند كه البته صراحتا از سوي اربابان خود از آن سوي مرزها پشتيباني و حمايت و تغذيه مي شوند.
مسئله اي كه روشن است اين است كه كسي در اين سالهاي بعد از ارتحال امام به خود جرات اين چنين حركت زشتي را نميداد اما به فضل اقدامات گران مايه ي موسوي در گسترش انقلاب و معرفي امام خميني ره به ملت و جهانيان فضا به گونه اي آماده شد كه مستعد از اين بدتر ها باشد.
پس يادتان نرود كه چند نفر اغتشاش گر و بيخداي بي سر و پا مهم نيستند. مسئله ي مهم ايجاد زمينه و فضا براي اين افراد از سوي موسوي و ديگر سران فتنه است.
منبع : وبلاگ پيرو خط امام و رهبري
دين سبز به مرحله تبليغ رسيد
( نماد "صهيونيستي" روي طرح هاي سبزهاي اموي )
جريان سبز اموي كه كار خود با سوء استفاده از نماد سبز شروع كرد امروز به سمتي مي رود كه نمادهاي فراماسونري و صهيونيستي را در طرح هاي خود پوشش مي دهد.سايت هاي حامي مهندس موسوي جديدا نماد هاي ضد اسلامي و ضد شيعي كه نشان دهنده آرمان هاي صهيونيست هستند، را به صورت گسترده در طرح هاي خود پوشش مي دهند.سايت جرس متعلق به عطا الله مهاجراني اين طرح ها را منتشر كرده است بنابر اين گزارش در حال حاضر وجه مشترك تمامي اين طرح ها را مي توان چشم داخل مثلث دانست. لازم به ذكر است اين طر ح نماد فراماسونري است كه در تمامي طرح هاي صهيونيستي كه به آخر الزمان اشاره دارد آممده است.

جالب آنكه اين طرح -چشم داخل مثلث- در پول ملي آمريكا «دلار» كه طراحش ايدئولوژيست هاي صهيونيست هستند، نيز به كار رفته است.

پيش از اين نيز متفكران جنبش سبز اموي نمونه هاي انحراف خود با به كار بردن نام «دين سبز» كه در آن همجنس گرايان و بهاييان نيز مقبول هستند را نشان داده بودند.
نمايش اين نماد در طرح ها و پوستر هاي جنبش سبز اموي نشان مي دهد اين جنبش مسير رسيدن به آرمان هاي صهيونيست را سريعتر از حد ممكن پيش گرفته است.قابل توجه آنكه نماد چشم داخل مثلث نشان دجال نيز مي باشد. ظهور دجال يك چشم يكي از نشانه هاي مدنظر و دلخواه صهيونيست ها براي به راه انداختن جنگ جهاني دلخواهشان به نام آرماگدون است.لازم به يادآوري است كه حاميان آقاي موسوي در روز قدس شعار "نه غزه لبنان " را سر دادند تا به اين وسيله مخالفت خود با آرمان فلسطين را نشان دهند.
منبع: وبلاگ بلوغ سياسي
یاران موسوی به رسایی دروغ بستند !
امروز برخی از سایت های حامی میرحسین موسوی مانند پارسینه ، عصر ایران ، فرارو و ... در اقدامی هماهنگ ، یکی از یادداشت های هفت ماه قبل سایتم را به عنوان خبر روز منتشر کردند !
در روزهایی که تب و تاب انتخابات زیاد بود ، سایتی در صفحات اینترنتی با عنوان" دروغ سبز" خبری را منتشر کرد مبنی بر این که موسوی سید نیست . این سایت در ذیل خبرش عکسی از شناسنامه موسوی هم قرار داده بود که در آن در کنار نام پدر و مادر موسوی واژه سید بکار نرفته بود. در همان روز پیامکی به برخی از تلفن های همراه ارسال می شد و این سایت را معرفی کرد . بنده به موضوع شک کردم و طی یادداشتی در قسمت تیتر دوی سایتم (اینجا) به تحلیل این اقدام پرداختم .
یادداشت مذکور همانطور که در آرشیو سایت هم تاریخش به روشنی ثبت شده (اینجا) و از محتوا و مضمون ْآن نیز مشخص است مربوط به زمان انتخابات است ، در حالی که سایت های حامی موسوی(اینجا و اینجا و ...) آن را به عنوان آخرین یادداشت سایت بنده در تاریخ 17 آذر معرفی کرده اند !؟
ظاهرا افتضاحات این چند روز چنان موسوی و حامیانش را در فشار قرار داده که نه تنها برای فرار از دست امت حزب الله به چادر زنانه و تغییر ماهیت رو می کنند که برای فرار از افکار عمومی با دروغ بافی به دنبال مظلوم نمایی هم هستند .
جالب این جاست که در متن یادداشت اینجانب تصریح شده که با بررسی های صورت گرفته مشخص می شود که در منطقه آذربایجان اصطللاح میر برای سادات هم بکار می رود مانند آقای میر تاج الدینی خودمان ، با این حال سایت های حامی موسوی تلاش کرده اند تا با تیتر خود به نوعی القا کنند که من در سیادت موسوی شک کرده ام .
البته از این نکته غفلت نکنیم – همانطور که در یادداشت هفت ماه قبل اشاره کرده ام – سیادت افراد هر چند ارزشمند است اما اگر به ابزاری برای لطمه زدن دشمنان تبدیل شود ، ارزشی ندارد و این مردم برای چنین سیادتی هیچ ارزشی قائل نمی شوند مثل بنی صدر !
منبع : رسايي دات آي آر
درد دلهای یک ايراني خارجنشین درباره حوادث پس از انتخابات
متن زیر را از پانوشت ها (کامنتهای) يكي از كاربران محترم فرندفيد است كه ساکن کانادا و از طرفدارن موسوی بوده؛ وي در اين متن لحن صادقانه ای دارد و به نكات مهمي اشاره مي كند كه بدون دخل و تصرف در اينجا نقل ميشود:
سلام. قبل از انتخابات من طرفدار موسوی بودم. بعد از انتخابات تا ۲ هفته فکر میکردم تقلب شده. بعد دیدم موسوی هیچ سندی برای اینکه تقلب شده ندارد و از روی باد شکم صحبت کرده. زمان گذشت و جبهه بندیها نشون داد کسانی که اصلا به فکر کشور نیستند پشت سر موسوی قرار دارند. کار به جایی رسید که مجاهدین خلق هم طرفدار موسوی شدند! کسانی که قبل از انتخابات با بنده در همین کانادا بحث میکردند که آقا اصلا رای دادن در جمهوری اسلامی معنی ندارد و تو احمقی که ....
ادامه مطلب
اندر باب آمدن شیخ نمایشگاه را
شیخ را گفتند چه شد به نمایشگاه درآمدی، گفت سیل مریدان بس که تقاضا نمودندی من از رد آن ناتوان بودمی لذا با جمع مریدان رهسپار شدمی و بس مردم به سمت ما تمایل داشتندی دستار ز سر فرو انداختندی. مریدی گفت یا شیخ، جملگی مریدان مهیا بر هفت شبانه روز جشن داشتندی که جایزه صلح نوبل را به ارمغان آوری، پس چه شد آن همه صابون که بر شکمهای خود مالاندیم. خطاب آمدی که ای احمق من تا صبح نفر اول بودمی ولی ساعتی به خواب رفتمی و چون اسم آن رفیق شفیق گرمابه و گلستانمان ز صندوق نوبلیان برآمدی ، به رسم رفاقت سکوت کردمی ولی این نکته ناب با شما همی گویم که بدانید که گرچه نامش اوباماست ،او با ماست.
کی بود رسم ما بد عهدی با دوستان
اوباماست گر چه باشد به ارض کفرستان
چون این جواب نغز جمله اصحاب شنیدند همه دست بر آسمان کردی و شکر خدای به جا آوردی از فرط کمالات شیخ.
دیگر مریدی گفت یا شیخ دلیل این ازدحام بر گردتان چیست؟ تا امروز گمان بر این داشتیم که تنها ما بر کرامات حضرتتان واقفیم و بس! شیخ گفت مریدان ما در همه عالم سینه چاکانده،برای بعضی دم تکانده، در بی بی سی و VOA سر جنبانده، از شیوخ برادر عربی پول ستانده، به ظرافتی چند کرامات ما را پرورانده به خورد جماعت خورانده تا چنین شده و جماعتی از سروش تا گوگوش بر دایره ارادت ما میگردند. رعیت هم اظهار ارادتی دارند بس زیاد از این نمط. از بدو ورود کفش ها به سمت ما به رسم لطف، پیشکش نمودندی و من در عجبم که چه شد رای ما از آرای باطله نیز کمتر شدندی با این همه مرید!
مردی که تازه به جمع مریدان رسیده بود ندا در داد که یا شیخ صندوق های رای را چگونه یافتی؟ شیخ گفت ننجون من هم دانستی که تقلبی کردندی عظیم. صندوق ها را چند طبقه کردندی و آن را با ساعت خواب ما تنظیم نمودنی که تا ما سر بر بالشت گذاریم رای ها دگرگون شدندی.
گویند جوانک تا چنین شنید نعره ها زد و سر بر بیابان گذاشتی زین غم تا شهید شدی و شیخ به همراه میرش در ختمش گریه ها و زاری ها کردی عجیب.
منبع : گروه اینترنتی محراب اندیشه
دلیلی بزرگ تر از این می خواستید که دروغ گویی میر حسین موسوی را اثبات کند؟
میر حسین موسوی به عنوان "رئیس فرهنگستان هنر" حکم مسئولیتش را از "محمود احمدی نژاد" اخذ کرده و به عنوان نیروی زیر دست او، حقوق می گیرد و مثلا کار می کند !
بعد از شکست سخت میر حسین در انتخابات ریاست جمهوری و ژست مبارزه جویی او در برابر آراء مردم و نپذیرفتن انتخاب بزرگ ملت، برخی از اطرافیان آن که افه های موسوی را جدی گرفته بودند، شایعه ای مبنی بر استعفای میر حسین موسوی از ریاست فرهنگستان هنر به دلیل این که منصوب احمدی نژاد و حقوق بگیر اوست، در سایت های خود منتشر کردند بلکه این مسئله را که میر حسین نیروی زیر دست احمدی نژاد محسوب می شود را پنهان سازند.

ولی میر حسین از آنها زرنگ تر بود. مگر حقوق رئیس فرهنگستان هنر کم است که به سادگی آن را از دست بدهد؟ هر چقدر هم باشد، گوشه ای از زندگی موسوی و اهل و عیالش را خواهد گرفت.
ظاهرا احمدی نژاد نیز از روی ترحم و دل سوزی، تا امروز اجازه داده که میر حسین بر ریاست خود بر فرهنگستان بماند و حقوقش را از نهاد ریاست جمهوری بگیرد.

حالا ما منتظریم یک نفر به سوالات ما هم پاسخ بدهد :
وقتی کسی احمدی نژاد را رئیس جمهور قانونی نمی داند، چگونه از او حکم مسئولیت می گیرد و حقوق آنچنانی هم اخذ می کند؟
مگر غیر از این است که موسوی قصد دارد همچون گذشته، آن جا را به عنوان سنگر مثلا هنرمندان مخالف حفظ کند؟!
نظرات را بزودی پاسخ خواهم داد.
از انفعال در سعدآباد تا اقتدار در ژنو
مذاكرات ايران و 1+5 در ژنو در مقايسه با مذاكرات هستهاي دولت اصلاحات با سه كشوراروپايي از جهات مختلفي قابل نقد و بررسي است.
روحيه حاكم بر دولت مدعي اصلاحات، روحيه انفعال و ترس و تحير بود و دشمن نيز آن را به خوبي ميشناخت؛ از اين رو همواره قبل و در حين مذاكرات با هيئت ايراني از زبان تهديد سخن ميگفت. اين سياست كه بوش از آن به سياست هويج و چماق تعبير ميكرد، بر آن بود تا ا زطريق تهديد نظامي و تحريم همه جانبه ايران را در مذاكرات به پذيرش هويج يا آبنبات متقاعد سازد.بر اين اساس هر گاه كه به زمان مذاكرات نزديك ميشديم بر شدت تهديدات آمريكا و اتحاديه اروپا افزوده ميشد. در حين مذاكرات نيز تيم ايراني را به اجراي تهديدات در صورت شكست مذاكرات تهديد ميكردند. به عنوان نمونه، بنا بر اعتراف جك استراو وزيرخارجه وقت انگليس د رمذاكرات سعد آباد با مشتي كه بر روي ميز كوبيد و تهديدات قبلي را تكرار كرد فضا به نفع اروپاييها تغيير كرد و تيم ايراني همه چيز را واگذار كرد به طوري كه ديگر حاضر نشدند امتياز چند دانه سانتريفيوژ تحقيقاتي نيز به ايران بدهند. فضاي رعب و وحشت آن چنان بر مذاكرات سايه افكنده بود كه قدرت مقاومت و ايستادگي را در برابر زياده خواهي هاي غربي ها گرفته بود ودايما هيات ايراني از اين ميترسيد كه كشورهاي اروپايي مذاكرات را ترك كرده، به فاز نظامي روي آورند. اين فضاي تهديد كاذب متاسفانه توسط تيم به مسوولان نظام در دولت و مجلس نيز منتقل ميشد و بر تصميمات آن ها نيز تاثير گزار بود. جالب اين كه اين افراد سعي ميكردند به كمك دوستان مرعوبشان در مجلس ششم و دولت ،رهبري نظام را نيز مرعوب كنند و به پذيرش خواست دشمن وادار نمايند!! نمايندگان مجلس ششم در نامه 127 نفره به مقام معظم رهبري مبني بر ضرورت سازش در برابر آمريكا از معظم له خواستند در برابر زياده خواهي هاي دشمن تسليم شوند در بخشي از نامه ننگين آن ها به مقام معظم رهبري آمده است: «شايد در صفحات تاريخ پرفراز و نشيب معاصر ايران هيچ زماني را به حساسيت امروز نتوان يافت، تنها با تسامح ميتوان وضعيت ايران را در زمان اشغال در جنگ جهاني دوم و يا پيش از پذيرش قطعنامه 598 با وضع كنوني قابل مقايسه دانست كه در اولي با قطع هرگونه اميد در داخل، عامل خارجي سرنوشت كشور را رقم زد و در برهه دوم، دور انديشي و اراده و تدبير حضرت امام خميني و اتكاي به مردم كشور را نجات داد اما شايد دوره كنوني از اين لحاظ بي مانند باشد كه شكافهاي سياسي و اجتماعي با تهديد خارجي و برنامه آشكار دولت ايالات متحده آمريكا به عنوان قدرتي كه در برابر خود مانعي نميبيند، براي تغيير نقشه ژئوپولتيك منطقه همزمان شده و نظام ناچار به كنش و واكنش در برابر اين برنامه است...» القاكنندگان نااميدي و ترس در دل مردم، در ادامه نوشتهاند: «اگر جام زهري بايد نوشيد، قبل از آنكه كيان نظام و مهمتر از آن استقلال و تماميت ارضي كشور در مخاطره قرار گيرد بايد نوشيده شود و بيترديد اين برخورد خردمندانه و متواضعانه از سوي ملت با همان پاداشي مواجه ميشود كه امام عزيز راحل روبهرو شد. اين اقدام؛ نشانه تدبير، دورانديشي، مصلحتجويي و خيرخواهي و توفيق الهي است.» (حيات نو، به نقل از كتاب وسوسه شيطاني)
مقام معظم رهبري در باره خطر اين نوع تفكر براي كشور در جمع دانشجويان علم وصنعت فرمودند: «درمقابل دشمن اگر مسوولين كشور احساس رعب و خوف بكنند، بر سر ملت بلاهاي بزرگ خواهد آمد. آن ملت هائي كه ذليل و مقهور دست دشمن شدند، عمده علت اين بود كه مسوولان - پيشروان قافله ملت - شجاعت و اعتماد به نفس لازم را نداشتند. گاهي در بين آحاد مردم عناصر مومن، فعال، فداكار، آماده به جانبازي هستند، منتها مسوولين و روسا وقتي خودشان اين آمادگي را ندارند، نيروهاي آنها هم از بين ميرود و اين ظرفيت هم نابود ميشود. آن روزي كه شهر اصفهان در دوره شاه سلطان حسين مورد غارت قرار گرفت و مردم قتل عام شدند و حكومت باعظمت صفوي نابود شد، خيلي از افراد غيور بودند كه حاضر بودند مبارزه و مقاومت كنند؛ اما شاه سلطان حسين ضعيف بود. اگر جمهوري اسلامي دچار شاه سلطان حسينها بشود، دچار مديران و مسوولاني بشود كه جرات و جسارت ندارند؛ در خود احساس قدرت نميكنند، در مردم خودشان احساس توانائي و قدرت نمي كنند، كار جمهوري اسلامي تمام خواهد بود.» معظم له در آخرين ديدار خود با نمايندگان مرعوب مجلس ششم در پاسخ به نامه موهن آن ها نسبت به مرعوب شدن در برابر دشمن هشدار دادند و فرمودند انساني كه مرعوب ميشود نمي تواند تصميم بگيرد. مرعوب شدن و عقب نشيني در برابر دشمن حد يقف ندارد. حد يقف آن تسليم در برابر دشمن و عقب نشيني از مواضع انقلاب و پذيرش عامل مستقيم دشمن بر عرصه حاكميت كشوراست.
ولي امروز در مذاكرات ژنو اقتدار نظام اسلامي را همه احساس ميكنند؛ از يك سو سايت هسته اي ايران در نطنز با تمام قدرت به صورت تمام وقت فعاليت ميكند بنابر اين مذاكره، وقت كشي براي ما نيست هرچه مذاكرات ادامه يابد متضرر نمي شويم. در حالي كه در گذشته ادامه مذاكرات به ضرر ملت ايران تمام ميشد چرا كه تاسيسات ما همه مهر و موم شده بود و دشمن بر طولاني شدن مذاكرات تاكيد ميورزيد. از سوي ديگر در مذاكرات پيشين اين پيشنهادات اروپايي ها بود كه محور مذاكرات قرار ميگرفت ولي اكنون اين جمهوري اسلامي است كه با بسته پيشنهادي خود محور مذاكرات را تعيين ميكند.در گذشته اگر اين اروپايي ها بودند كه با زدن مشت محكم روي ميز، ايران را تهديد به ترك مذاكره ميكردند و اين ايران بود كه همواره به آن ها خواهش و التماس ميكرد اكنون ايران است كه در برابر 1+5 مشت هاي خودرا گره كرده و آن ها را تهديد به ترك مذاكره ميكند. قبلا اين آمريكا و اروپا بود كه در آستانه مذاكرات از زبان تهديد سخن ميگفت و د ركنار تهديد به چماق، هويج نشان ميداد، ولي امروز اين ايران است كه در آستانه مذاكرات رزمايش موشكي با برد بيش از 2000 كيلومتر برگزار ميكند و از سوي ديگر رسما از آماده سازي سايت ديگري به نام سايت «فردو» سخن به ميان ميآورد. و جالب تر از همه اين كه در بسته پيشنهادي سخني از موضوع هسته اي نيست زيرا ايران بحث هسته اي را در چارچوب» ان، پي، تي» پايان يافته تلقي ميكند. وعلاوه بر آن خواهان مذاكره براي خريد اورانيوم با غناي 20درصد براي داروسازي ميشود كه مورد قبول طرف هاي مذاكره كننده قرار ميگيرد. موفقيت ايران در موضوع هستهاي نشان ميدهد كه مديريت سياست خارجي با پيروي از فردي حكيم و مدبر (مقام معظم رهبري) كه همه قوا را ازمقننه و مجريه گرفته تا نيروهاي مسلح در يك جهت هماهنگ ميكند، با موفقيت بهپيش ميرود. اين مطلب به اندازه اي روشن است كه پوتين در سفر به تهران رسما اعلام ميكند تا اين حكيم در تهران نشسته باشد هيچ قدرتي نميتواند ايران را به زانو در آورد. ولي به هرحال نبايد در اين ميان از نقش دولت نهم و دهم و شجاعت شخص دكتر احمدي نژاد غافل بود، چرا كه اگر فرماندهان رده پايين اطاعت پذير نبودند، فرمايشات آقا به صورت معمول و روان عملي نميشد.
نتيجه: 1) در موضوع هستهاي پرونده ايران مختومه شد.
2) سايه تهديد براي هميشه از سر ملت ايران برداشته شد.
3) ايران از نظر قدرت در كنار كشورهاي 1+5 قرار گرفت و به قدرت اول منطقه تبديل شد.4) اقتدار سياسي و نظامي و علمي ايران به نمايش گذاشته شد و كشورهاي 1+ 5 با اين مذاكرات عملا آن را به رسميت شناختند 5) پيام اين مذاكرات اين بود كه كشورهاي جهان سومي كه در سايه سياست هاي استعماري عقب مانده نگه داشته شده اند ميتوانند با الگو گرفتن از انقلاب اسلامي، كشور خود را از شر استعمار برهانند و به استقلال همه جانبه دست يابند. 6) اگر دولت ها و مسوولان كشور ولايت پذير باشند نتايج شيريني براي كشور و مردم به بار خواهد آمد. چنان چه در امور داخلي از جمله فرهنگ، ولايت مداري خود را به منصه ظهور برسانند و منويات معظم له را عملي سازند يقينا نتايج شيرين تري براي كشور به ارمغان خواهد آمد.

